شمس الدين حافظ

570

سفينه حافظ ( فارسى )

حماقت جهلا را نباشد آن مقدار * كه فكر عقل بود بر حساب آن مقدور بغور درد دل من به غير من نرسد * طبيب عشق توئى رحم كن برين رنجور مقام نكته‌شناسى نه حد هر فهمست * نمىرسد بمقصر نعيم حور و قصور [ 1 ]

--> [ 1 ] پاورقى قصيدهء دهم : اين قطعه ( از بيت نوزدهم قصيده به بعد ) كه در پژمان و يكتائى دنبالهء قصيدهء شماره 10 است در نسخهء چاپى حافظ مورخه 1268 شمسى قمرى چاپ تبريز و نسخهء چاپى 1279 شمسى قمرى و نسخه چاپى 1259 شمسى قمرى چاپ تهران بعنوان قطعه ذكر شده است منتهى هر سه نسخه ابيات نهم و دهم متن را فاقدند و در عوض بيت يازدهم را اضافه دارند يك اختلاف ديگر نيز دارند كه بعضى از ابيات مندرج در يكتائى و پژمان غير قابل فهم در صورتى كه در نسخ مزبور روشن‌تر هستند خاتمهء قصايد : مجمع الفصحاء را ورق مىزدم رسيدم بشرح حال منوچهرى دامغانى - در آنجا به قصيده‌اى برخوردم بمطلع : اى پيكر منور محرور خوى چكان * ثعبان آتشين دم روئينه استخوان كه مؤلف مجمع الفصحاء با وصف اينكه جزء شرح حال منوچهرى ذكر كرده مع‌ذلك آن را از خواجه دانسته است . بديوان منوچهرى چاپ فرانسه كه در حدود يك‌صد سال قبل در پاريس چاپ شده مراجعه و قصيده مزبور تحت عنوان لغز حمام و مدح امير مبارز باسم منوچهرى درج است . بيك رساله كه مؤلف آن ناشناس و باسم فال و حيات حافظ ناميده شده مراجعه و تحت عنوان كشف آقاى شعاع الملك ذكر گرديده است : « اين قصيده از خواجوى كرمانى است » و سپس چند صفحه بعد در حاشيه مدعى است كه از حافظ است و دليلش هم اينست كه خواجو قبل از ساختمان حمام و قبل از مرگ امير مبارز الدين فوت شده است و فقط قصيده بحافظ چسبندگى دارد و ضمنا مدعى است كه حمام محتسب در شيراز است نه در يزد و در اين قصيده بيتى وجود دارد كه در نسخ مختلف متفاوت بيان گرديده است بشرح زير : در ديوان منوچهرى چاپ پاريس : حرمت ليال هفتصد و پنج و چار و هفت * چون مه تمام كرد به مهر خدايگان كه مؤلف معترف است كه از مصرع اول و مخصوصا از تاريخ 716 چيزى نفهميده است ضمنا در مونس الاحرار بجاى حرمت ليال - چرخت به سال ، آمده است در ديوان خواجو تصحيح آقاى احمد سهيلى خونسارى : عزمت به سال هفتصد و پنج و چار و شش * يك مه تمام كرد به مهر خدايگان آقاى مهدى سهيلى هفتصد و پنج چار و شش را سال 726 تفسير فرمودند . در فال و حيات حافظ ( شايد دست غيبى باشد ) : عزمت به سال هفتصد و پنج و چار و چل * يك مه تمام كرد به مهر خدايگان كه در آن غرض تاريخ 760 و يا 749 است . علاوه بر اين بيت قصيده بمدح صاحبقران امير مبارز دين يا سلطان مبارز دين خاتمه مىيابد . در صفحه 232 ديوان منوچهرى چاپ زوار بتاريخ 1338 هجرى شمسى چنين آمده است » « 3 - قصيده بمطلع : اى پيكر منور . . . الخ اين قصيده از خواجوى كرمانى است و در پايان آن بنام ممدوح يعنى امير مبارز الدين محمد از امراى آل مظفر اشاره شده و اين قصيده در وصف حمامى است كه اين امير به سال 761 هجرى در شهر يزد ساخته است ( بفهرست نسخ خطى كتابخانه مجلس شوراى ملى ( ص 430 -